پارت هفتاد و چهارم :

بعد در حالی که شکم ماهی بعدی را با حرص و قدرت پاره می‌کرد غران ادامه داد:
- ولی خودم می‌دونم چیکار کنم!
بهار نگران به برادر و مادرش نگاه کرد. زنده بودن هر دویشان نعمت بود ولی رابطه ها حالا بهم ریخته‌اند و بهار واقعا امیدوار بود که همه‌چیز درست شود. هرچند که صورت خط خطی خودش درست نمی شد، هرچند که برادرش به روی خود نیاورد، اما نگاه گذرای او را روی زخم ها احساس کرد. دید و بغض گلویش را گ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهزاد خوان زاده در رمان تبهکار هوسباز بهزاد خوان زاده
تصویر شخصیت فرزانه طاهری در رمان تبهکار هوسباز فرزانه طاهری
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    رضاجان خوردی هستشو تف کن 😉🤭

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂

    ۳ ماه پیش
  • آیلا

    0

    انشاالله بی صبرانه منتظرم 😊🌺

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    🌸🌸♥️

    ۳ ماه پیش
  • آیلا

    0

    خیلی ممنون فاطمه جون پارت قسنگی بود دلم برای طلوع سوخت به نظرم درحقش خیلی نامردی شده فک میکنم قلبش پاک بوده کاش سجاد عاشقش بشه😥🥰😍

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    خواهش گل، اره موافقم ولی فکر نکنم سجاد عاشقش بشه

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    من که نمیتونم داستان رو لو بدم

    ۳ ماه پیش
  • آیلا

    0

    میدونم درسته از دست طلوع وسجاد که مارو هرپارت سورپرایز میکنن ماهم سردرگم میشیم جوری که انتظار برای هرپارت دیوونه مون میکنه 😍🫠

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    🌸😁 دیگه پارت بعدی ایشالله شنبه

    ۳ ماه پیش
  • مهین

    0

    سلام نویسنده عزیز لطفا پارت ها رو طولانی کنید خیلی کم هست🙏🙏❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    روزانه داره پارت گذاری میشه. من دستم بیشتر از این توان نداره

    ۳ ماه پیش
  • مهسا

    0

    و البته همونطور که قبلا هم گفتم طلوع هر پارت میتونه منو شگفت زده و متعجب کنه

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    و من رو

    ۳ ماه پیش
  • مهسا

    0

    تبهکارا که از اول تبهکار خلق نشدن.. یه بچه معصوم بودن که با یکسری اتفاقات به تبهکار تبدیل شدن.. ولی این مسئله باعث نمیشه تبهکار بودن اونا از بین بره.. طلوع هم تبهکاره حتی اگه هزاران بلا سرش بیاد

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️